السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
928
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
پيدا نكردم . و حافظ عمادالدّين ابنكثير در نقل حديثهاى مختصر ابنالحاجب گويد : آن حديث جداً ناشناختهاى است بلكه حديث منكرى است كه از استادمان حافظ ابوالحجّاج مزى دربارهاش سؤال كردم ، پس آن را نشناخت و گفت : تا الآن سندى برايش نيافتم . و استادمان ذهبى گفت : از حديثهاى سستى است كه اسنادى برايش شناخته نمىشود . تمام شد . ليكن در « الفردوس » از حديث انس آورده است : يك سوم دينتان را از خانهى عايشه بگيريد . و اسنادى برايش ذكر نكرده است . » « 1 » نيز اينچنين گفتهاند : ابندبيع زبيدى در « تمييز الطيّب من الخبيث » و فتنى در « تذكرة الموضوعات » و قارى در « الموضوعات » و « المرقاة » و شوكانى در « الفوائد المجموعة فى الأحاديث الموضوعة » و نظامالدّين در « الصبح الصادق - شرح المنار » و عبدالعلى در « فواتح الرحموت فى شرح مسلّم الثبوت » . . . و ديگرانى از پيشوايان حديث و رجال و اصول . . . نگاهى به دلالت حديث « خذوا عن الحميراء » حديث مورد ادّعا دلالت مطابقى بر دانش عايشه بر يك چهارم دين مىكند ، امّا حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » دلالت دارد بر : احاطه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بر تمام دانشهاى مدينة العلم و بر اعلميت مطلقهى ايشان حتّى از پيامبران و فرستادگان - جز پيامبرمان صلى الله عليه و آله و سلم و بر عصمت ايشان . . . و معنى حديث مورد ادّعا كجا و معنى اين حديث متواتر معلوم كجا ؟ نگاهى به سند و دلالت حديث « اقتدا » امّا حديث « اقتدا كنيد به آن دو نفرى كه . . . » نيز باطل است . امّا از نظر دلالت ، به خاطر بيشتر وجوه ذكرشده در ابطال حديث پيشين ، و از نظر سند نيز ، پيشتر
--> ( 1 ) . الدرر المنتثرة / 79 .